عبد الرزاق اللاهيجي
274
گوهر مراد ( فارسى )
و بر هر تقدير علم اجمالى عين ذات باشد نه علم تفصيلى ، چه علم تفصيلى به شيء عين حقيقت شيء باشد ، « 1 » يا صورت مطابق حقيقت شيء . و هيچ كدام نفس ذات واجب نتواند بود . و چون حقيقت علم اجمالى و علم تفصيلى « 2 » حضورى و حصولى دانسته شد ، ببايد دانست كه در واجب تعالى هر سه نوع علم حاصل است : اما علم اجمالى ، به سبب آنكه صفت حقيقيهء كماليّه در علم نيست مگر علم اجمالى كه عين ذات واجب است و اما علم حضورى ، به سبب آنكه مناط علم حضورى كه حضور اشياست نزد واجب تعالى ، متحقق است مر او را . و اما علم حصولى به سبب آنكه واجب تعالى فاعل به اختيار است و فعل اختيارى مسبوق است به تصور اشيا و تصوّر سابق بر وجود اشيا نتواند بود ؛ مگر به صور اشيا . و لازم نيايد مسبوقيّت صور به صور ديگر ، چه لازم نيست كه صدور صور علميّه از واجب بر سبيل اختيار باشد ، چه فاعل مختار آن است كه فعل او اختيارى باشد نه علم او ، بلكه علم واجب تعالى به صور علميّه نباشد مگر حضورى ، اعنى به حضور نفس صور نزد واجب تعالى و آن صور معلومه اگر چه صادر باشد ، ليكن سابقيّت علم بر آن صور لازم نيست .
--> ( 1 ) ب : « باشد » ندارد . ( 2 ) ب : و .